طراحي ميدانها، موضوع پيچيدهاي است كه بيتوجهي به آن و توجه به قضاياي صوري و ظاهري ميتواند ما را از نظر شناخت نقش و اهميت ميدانها باز دارد.
ميدانها بايد به گونهاي طراحي شوند كه علاوه بر نشان دادن هويت شهر، كالبد وجودي ساليان دراز شهرها را نيز به نمايش بگذارند. از اينرو شهر خوب بايد داراي ساختارهاي مطلوب نيز باشد.
آلدورسي نيز مانند كرير با نگاه راسوناليست و كلاسيسيزم عقيده دارد كيفيت شهر به كيفيت كوچه و ميدانها بستگي دارد و شهر مطلوب، اجتماع ساختمانهاي مطلوب است نه ميادين بيروح و بيهويت كه زيبايي شهرها را به شكل صوري تضمين ميكند.
البته اين فقط در شهرهاي جديد كه سابقه طولاني ندارند، مفيد است اما براي شهرهاي با سابقه مانند زنجان، كنگاور، تبريز و... چندان خوب نيست.
بهعنوان مثال پيشينه شهر كنگاور منصوب به كيكاووس است اما مجسمههاي بيروحي در ميدانهاي اين شهر طراحي و ساخته شده كه گوياي شخصيت و هويت شهري نيست و صرفا شكلي بيروح به شهر ميبخشد؛ يا ميدان شيلات زنجان اصلا مختص شهرهايي مثل زنجان نيست در حالي كه اگر تنديس سهروردي در آن مكان استفاده ميشد، به شهر و به ميدان مذكور هويت ميبخشيد.
در حالي كه در شهرهاي بندري اگر در ميدانها ماكتهاي كشتي و قايق نصب ميشود، برگرفته از هويت و علت وجودي شهرهاي بندري است و مطابقت كافي با فرهنگ ساكنان شهرها و پيشينه تاريخي شهر وجود دارد طراحي اينگونه ميدانها در شهرهاي ديگر شكل صرفا بيمعنايي را به شهر ميدهد كه هيچ رابطهاي با ساكنان شهرها ندارد. هرچند قدرت انديشه بشري اشكال زيبايي را طراحي ميكند، اما اگر اين طراحيها بيشتر با كالبد وجودي شهر تطابق داشته باشد مفيد بهنظر ميرسد.

